ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
255
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) است و مناسب است همانطور كه ايشان نام تو را نوشتهاند باشد . عمر گفت : به به بر بنى عدى كه مىخواهيد بر پشت من سوار شويد و اموال را بخوريد و من حسنات خود را براى شما از دست بدهم ، نه به خدا سوگند اين كار را نخواهم كرد هر چند نام شما در دفتر آخرين طبقه باشد ، مرا دو دوست بود كه پيش از من راه و روشى را داشتند كه اگر با آن مخالفت كنم با من مخالفت خواهد شد ، و به خدا سوگند ما به هيچ فضيلتى در دنيا و به هيچ ثوابى در آخرت از اعمال خود نرسيدهايم مگر به وسيلهء محمد ( ص ) ، اوست كه شرف ماست و قوم او شريفتر اعراباند آن هم به ترتيب نزديكتر . عرب به وجود رسول خدا ( ص ) به شرف رسيده است ، هر چند برخى از ما در فاصله دور نسب مشترك داريم ، ولى به هر حال از منسوبان او شمرده نمىشويم كه از آن جا فاصلهء نسبى ما تا آدم ابو البشر غير از چند نسل نيست ، در عين حال به خدا سوگند اگر غير عرب عمل نيكو داشته باشد و ما عمل نداشته باشيم آنان به رسول خدا روز قيامت از ما نزديكتر و شايستهترند و هيچ كس به خويشاوندى و نزديكى خود به رسول خدا ننگرد و براى آنچه نزد خداوندست بايد عمل كند كه هر كس عملش اندك باشد نسبش او را سودى نمىرساند . واقدى با چند سلسله اسناد از مالك و ابن عباس و سعيد بن مسيب نقل مىكند كه مىگفتهاند چون در محرم سال بيستم عمر بن خطاب تصميم به ترتيب دادن دفتر گرفت از بنى هاشم آغاز كرد و در مورد ايشان قرابت را در نظر گرفت و اگر در قرابت به رسول خدا در يك طبقه بودند پيشگامان را برترى داد و چون به انصار رسيدند پرسيدند از چه كسى شروع كنيم ؟ عمر گفت : از خاندان و گروه سعد بن معاذ اشهلى شروع كنيد و سپس ترتيب نزديكى و خويشاوندى آنان را با او ملاك عمل قرار دهيد . عمر براى كاركنان ديوان شهريه برقرار كرد و مردم را نسبت به سابقهء آنان در اسلام و حضورشان در جنگها به يك ديگر ترجيح داد . ابو بكر ميان همهء مردم يك نواخت تقسيم مىكرد و چون اين موضوع را به عمر گفتند ، گفت : من نمىتوانم كسانى را كه سابقهء جنگ كردن عليه پيامبر ( ص ) دارند با آنان كه در التزام ركاب ايشان جنگ كردهاند برابر قرار دهم . عمر در اين مورد از شركت كنندگان در جنگ بدر شروع كرد ، چه مهاجر و چه انصار و براى ايشان اعم از آزاد و همپيمان و بردگان و آزادشدگان پنج هزار درم ساليانه مقرر داشت . و براى آنان كه سابقهء اسلام ايشان چون اهل بدر بود مانند مهاجران حبشه كه در جنگ بدر شركت نداشتند و براى كسانى كه در احد شركت داشتند سرانه چهار هزار درم براى هر مرد مقرر داشت ، براى پسران شركت كنندگان